استاد اسدی: قبل از فوتبال راننده تانک بودم

به گزارش دکتر برای تو، استاد اسدی در روزهایی که فعالیت فوتبالی اش کمرنگ شده، در حال نوشتن خاطرات خود و انتشار یک کتاب است. او برای کتاب خود این نام را هم انتخاب نموده: کی به عابدزاده گل زد؟

استاد اسدی: قبل از فوتبال راننده تانک بودم

از سیر تا پیاز با علی اکبر استاد اسدی

امیر اسدی ، شاید اگر درباره شیرین ترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران رأی گیری کنیم، علی اکبر استاد اسدی با اختلاف این عنوان را به خود اختصاص بدهد. مدافع سابق تیم ملی و متعلق به نسل خاطره انگیز و فراموش ناشدنی 98 که اتفاق های ویژه ای را چه در زمین و چه خارج از آن رقم زده است. زمانی می گفتند مهندس فائقی، دایی استاد اسدی است و او به همین دلیل برای تیم ملی بازی می نماید. بعدها هم گل به خودی او مقابل ژاپن که به طرز عجیبی وارد دروازه احمدرضا عابدزاده شد، به موضوعی برای یادآوری بازیکنی به نام استاد اسدی بدل گشت. استاد اسدی اما در روزهایی که فعالیت فوتبالی اش کمرنگ شده، در حال نوشتن خاطرات خود و انتشار یک کتاب است. او برای کتاب خود این نام را هم انتخاب نموده: کی به عابدزاده گل زد؟ با استاد اسدی در همین مورد و البته مرور خاطرات قبل و بعد از فوتبال صحبت کردیم.

****

- از علی اکبر استاد اسدی مدت هاست که خبری در سطح اول فوتبال ایران و حتی رسانه ها وجود ندارد. کجا هستید و این روزها را چگونه می گذرانید؟

من کارمند سازمان ورزش شهرداری تبریز هستم و دو، سه سال مانده تا بازنشسته شوم. من مدت ها در تیم های فوتبال شهرداری تبریز بودم و آنجا فعالیت می کردم. هفت، هشت فصل هم در کنار گسترش فولاد بودم و با چند مربی از جمله لوکا بوناچیچ، فرهاد کاظمی، فیروز کریمی، محمد ضیایی و انگین فیرات همکاری کردم.

- چرا هیچوقت در قامت یک سرمربی به شما اطمینان نشد؟

خودتان خوب می دانید که در فوتبال باید با مافیا کار کنیم، هزینه کنیم و بالا برویم. تبریز مثل تهران نیست که عظیم باشد و چندین تیم در سطح اول فعالیت نمایند. تهران چند تیم دارد و چندین رسانه اما اینجا تعداد روزنامه ها زیاد نیست و تیم ها هم همینطور. هر روز هم از تهران تماس می گیرند که برای مصاحبه بیایید اما چون تبریز هستم برایم سخت است که این سفر را انجام بدهم. ضمن اینکه نقص فنی هواپیماها هم یکی دیگر از مسائل است.

- خیلی از همدوره ای های شما به سرمربیگری در لیگ برتر رسیدند و برخی ها هم هرگز به این سطح نرسیدند. شما میان دومی ها هستید. دلیلش چیست؟

شما حساب کنید یک نفر مربی فلان تیم است و نتیجه نمی گیرد، بعد از سه هفته به تیمی جدید می رود. آنجا هم نتیجه نمی گیرد و دوباره روی نیمکت تیمی دیگر می نشیند. خب اگر این مربی خوب بود در همان تیم اولش نتیجه می گرفت دیگر. من اسم نمی برم اما برای برخی از مربیان تبلیغ می نمایند و بعد هم می بینید که به تیم های عظیم هم می فرایند. اینها را خودم دیده و شنیده ام. لوکا می گفت مدیر برنامه خوبی دارم و او بهترین پیشنهادها را برایم می آورد. یادتان هست که او در گسترش فولاد نتیجه نمی گرفت اما بلافاصله به قطر می رفت. بعد به ایران می آمد و روی نیمکت ذوب آهن یا سپاهان می نشست.

-

- فکر می کنید تنها دلیلش رابطه است یا شما از نظر مربیگری هم هرگز به آن سطح نرسیدید؟

این یکی از دلایلش بود اما خودمان هم ایراد داریم که چنین اتفاقی رخ نداده.

- یادم می آید بعد از مدت ها بی خبری، سال ها قبل با یک پیکان به تمرین پرسپولیس رفتید و کلی سر و صدا به راه انداختید. واقعاً پیکان دارید؟

این اتومبیل برای رفیقم در تهران بود. چون فاصله زمین تمرین تا خانه دور بود، سوئیچ را از او گرفتم و با پیکان به تمرین رفتم. اصلاً مگر می گردد با پیکان از تبریز به تهران آمد؟ من بعد از خدمت سربازی، حدود سال 68 و 69 پیکان داشتم که مدل 52 بود و لاستیک دور سفید داشت. همواره ماشین های خوب سوار می شدم. زمانی بنز داشتم و یک دوره هم لندکروز. همه می گفتند استاد ماشین هایی سوار می گردد که اصلاً در ایران نیست. ماشین ها را فقط من از عراق می آوردم و سندش را در تبریز می زدم. همواره عاشق ماشین های خوب بودم.

- به قول معروف ماشین باز بودید؟

دقیقاً. الان هم هستم. برای خودم SD دارم و دخترم هم پژو 206 دارد. البته دیگر پیر شده ام و حوصله ماشین بازی ندارم. لندکروز را 50 میلیون فروختم اما الان شده دو میلیارد. دیوانه ام مگر برای چهار چرخ دو میلیارد بدهم؟ در دبی قیمتی ندارد اما اینجا بیخودی گرانش نموده اند. تیبا شده 100 میلیون و پراید 61 میلیون. موتور به پراید می خورد، نصف اتاقش جمع می گردد.

- یکی از دلایلی که همواره در ذهن اهالی فوتبال مانده اید، گل بخودی معروف شما در بازی ایران و ژاپن است. ماجرای آن حرکت معروف را یک بار دیگر شرح می دهید؟

من مانده ام چطور بعد از سال ها همچنان از من این سوال را می پرسند. نه فقط شما بلکه هر جا می روم درباره آن ماجرا از من شرح می خواهند. خوشبختانه آن گل مردود اعلام شد، چون داور قبل از ضربه من سوت زده بود. من البته دو دل شدم که ضربه سر را بزنم یا نه اما می دانستم که داور سوت زده و آفساید اعلام نموده. عابدزاده هم چون می دانست آفساید است، حرکتی انجام نداد تا توپ را بگیرد. تماشاگران تلویزیونی چون صدای سوت داور را نمی شنوند و تصاویر را می بینند، فقط ورود توپ به دروازه را در ذهن دارند. وقتی دیدم در این مورد زیاد از من سوال می نمایند، شوخی کردم و گفتم می خواستم عابدزاده را امتحان کنم و ببینم آماده است یا نه.

-

- اما قبول دارید این گل بخودی با اینکه آفساید هم بود در تاریخ ماندگار شد؟

صد در صد و این هم از شانس بد من است. یحیی گل محمدی گل بخودی زد اما اصلاً حرفش را نمی زنند. حتی با وجود اینکه نزدیک بود تیم ملی حذف گردد. من اما با آن گل بخودی برای همواره ماندگار شدم و الان هم بحثش هست. می روم نان بخرم، می گویند استاد چرا آن گل را به عابدزاده زدی؟

- این ماندگاری شما البته یک دلیل دیگر هم داشت. هم صحبت و شوخی های شیرینی که انجام می دادی و هم شایعه ای که در خصوص نسبت فامیلی شما با مهندس فائقی وجود داشت.

دقیقاً. آن موقع می گفتند مهندی فائقی دایی استاد اسدی است و او با پارتی در تیم ملی بازی می نماید. یک بازیکن یک بار، 5 بار یا 10 بار با پارتی بازی می نماید. مگر می گردد 51 بازی ملی را با پارتی انجام داد؟ فائقی آذری بود و من او را در تهران شناختم و تازه فهمیدم همزبانم است. او با من، کریم باقری، سیروس دین محمدی و خیلی از بازیکنان دیگر ترکی حرف می زد اما زورشان فقط به من رسید و این شایعه را برایم شاختند. البته ای کاش فائقی دایی ام بود، چون قدرتمند است و به لحاظ مدیریت از او خوشم می آید. او انسان باشخصیتی است و من هم فقط سال به سال اعیاد را به او تبریک می گویم.

- البته این شایعه زمانی منتشر شد که محمد مایلی کهن سرمربی تیم ملی بود. با شناختی که از او داریم هرگز به چنین موضوعی تن نمی داد. اینطور نیست؟

اتفاقاً می خواستم همین را بگویم. مگر می گردد به مایلی کهن بگویند فلانی فامیل فائقی است و او را در ترکیب اصلی تیم ملی بازی بده. یادم نمی رود وقتی به جام جهانی صعود کردیم و ایویچ سرمربی تیم ملی شد، یکی از خبرنگارها به من گفت مربی جدید آمده و قطعاً از تیم ملی خط می خوری. گفتم مسئله ای نیست اما بعد از چند هفته و در اردوی بروجرد، ایویچ مرا به عنوان دومین دفاع برتر تیم ملی انتخاب کرد. به من می گفت کماندو. خیلی ها را خط زد و مرا در تیم ملی نگه داشت. آن موقع نه فائقی به عنوان دایی ام حضور داشت و نه مایلی کهن. اولین مدافع محمد خاکپور بود، دوم من و سوم نادر محمدخانی. متأسفانه آن موقع حرف و حدیث زیاد بود و اغلب آنها هم به من ارتباط داشت.

- در دوران بازیگری از استقلال و پرسپولیس پیشنهادی دریافت کردید؟

یادم می آید یک سال می خواستم به استقلال بروم. دوستان به من گفتند استقلال نرو و به جای آن با ذوب آهن قرارداد ببند که پول خوبی هم می دهد. گفتند اگر مثلاً 22 ساله بودی خوب بود که به استقلال بروی و برای خودت اسم در کنی اما الان که 32 ساله هستی کمی دیر شده. امیر قلعه نویی با من خیلی صحبت کرد که به استقلال بروم اما گفتم نمی آیم.

-

- یعنی در جوانی نمی توانستید پیراهن استقلال را بپوشید یا موقعیتش مهیا نشد؟

من 23 ساله بودم که فوتبال را شروع کردم. در رده های نوجوانان، جوانان و امید سابقه بازی ندارم و از این نظر یک استثناء هستم. فوتبال را از تیم عظیمسالان ماشین سازی شروع کردم، چون پدرم سال ها دروازه بان این تیم بود و حتی در مقطعی به تیم ملی هم دعوت شد. او 20 سال دروازه بان ماشین سازی بود و همه در تبریز پدرم را می شناختند.

- یعنی در تمرین عظیمسالان ماشین سازی تست دادید و شما را تأیید کردند؟

علی شیردل و بیوک صباغ مرا در تست انتخاب کردند و فوتبالم را شروع کردم. در طول 15 سال بازی هرگز تعویض نشدم و حتی یک بار هم آسیب ندیدم.

- اما مقابل استرالیا به عنوان بازیکن تعویضی راهی زمین شدی.

منظورم بازی های باشگاهی بود و البته بازی با استرالیا هم داخل زمین رفتم.

- البته یک کارت قرمز معروف هم گرفته ای.

مقابل عربستان در مقدماتی جام جهانی هم 80 دقیقه بازی کردم و اخراج شدم. قشنگ تعیین بود داور می خواهد یکی از بازیکنان ما را اخراج کند. آمدم توپ را بردارم اما داور کارت داد. عربستان سعی می کرد از سمت راست زمین خودش و سمت چپ ما حمله کند که من 80 دقیقه این اجازه را به آنها ندادم. یادم می آید یحیی به زمین رفت و گل خوردیم. مایلی کهن به یحیی می گفت استاد 80 دقیقه آنجا را نگه داشت و تو در 10 دقیقه نتوانستی.

- علی اکبر استاد اسدی اگر الان بازی می کرد چقدر می ارزید؟

ما را یاد جوانی مان نینداز. نمی دانم اما چون بازیکن ملی بودم، شاید سه، چهار میلیارد به من می دادند.

- شنیده ام می خواهید کتاب بنویسید. می گویید در چه موردی است؟

خاطرات خودم است و اسمش را هم گذاشته ام کی به عابدزاده گل زد؟ از خدمتم شروع کردم، به 3 سالی که در جبهه بودم رسیدم و سپس هم فوتبال.

-

- مگر جبهه هم بودید؟

راننده تانک بودم، اسیر نشدم اما یک هفته بین عراقی ها بودم. به عنوان نیروی تخریبی و شاید به دلیل همان تمریناتی که آنجا انجام می دادم، بعدها در فوتبال و از نظر بدنی شرایط خوبی داشتم.

- کتاب شما کی چاپ می گردد؟

وقت زیاد است. هر روز یک صفحه از آن را می نویسم و هر وقت موضوعی یادم می افتد به قبلی ها اضافه می کنم. امیدوارم کتاب خوبی از آب در بیاید.

منبع: ایران ورزشی
انتشار: 3 خرداد 1399 بروزرسانی: 3 خرداد 1399 گردآورنده: dr4u.ir شناسه مطلب: 917

به "استاد اسدی: قبل از فوتبال راننده تانک بودم" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "استاد اسدی: قبل از فوتبال راننده تانک بودم"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید