کشف راز مواد باستانی مصر با آنالیز میکروسکوپی پروتئین ها
به گزارش دکتر برای تو، شناخت دقیق مواد تشکیل دهنده آثار باستانی مصر سال ها به علت خطر آسیب تماشا اشیای گران بها ناممکن به نظر می رسید؛ چالشی که پژوهشگران را از شناسایی ترکیب واقعی چسب ها و رنگ های به کار رفته در شاهکارهای تمدن نیل بازمی داشت.
کشف راز مواد باستانی مصر با به کارگیری روش های غیرتخریبی وارد مرحله ای تازه شد. پژوهشگران در پژوهشی تازه که در نشریه ساینس ادونسز (Science Advances) منتشر شد، با بهره گیری از روش پروتئومیکس (proteomics) مبتنی بر طیف سنجی جرمی (mass spectrometry)، چسب ها و ماده های پیونددهنده این آثار را آنالیز کردند. آنان در کنار کلاژن های حیوانی و پروتئین تخم مرغ، ردپای پروتئین دانه های کنجد و درخت گز روغنی یا مورینگا (moringa) را نیز شناسایی کردند.
روش های سنتی رنگ شناسی در برابر تحلیل های مولکولی
نقاشان دربار فراعنه سبک معین و فرمول های رنگی خاصی داشتند. آنان از هماتیت (hematite) و زرنیخ سرخ (realgar) برای ساخت رنگ قرمز و از گوتیت (goethite) و زرنیخ زرد (orpiment) برای رنگ زرد بهره می بردند. رنگ سفید از کلسیت، گچ و آنهیدریت به دست می آمد و دوده کربنی پایه اصلی رنگ سیاه بود. روش هایی مانند تصویربرداری فلورسانس پرتو ایکس (XRF) سال ها عناصر اصلی این رنگدانه ها را معین می کرد، اما شناسایی موادی که این ذرات پودری را به هم پیوند می داد، ابزارهای دقیق تری می طلبید.
شناخت کامل ترکیبات سازنده آثار کهن مصر بدون آگاهی از بست های آلی امکان پذیر نبود. دستگاه های تصویربرداری پرتو ایکس، هرچند بقایای رنگ را روی پرتره های تدفینی یونانی رومی و سنگ های مرمر معبد دلفی در یونان به روشنی آشکار ساختند، توانایی تشخیص ماهیت چسب های گیاهی و حیوانی را نداشتند.
جهش باستان شناسی با قدرت طیف سنجی پروتئین ها
پروتئومیکس مبتنی بر طیف سنجی جرمی، روشی بسیار حساس است که تمامی پروتئین های موجود در نمونه ای میکروسکوپی را شناسایی می نماید. این روش برخلاف تکنیک هایی مثل کروماتوگرافی گازی، محدود به چند مولکول ازپیش معین شده نیست و حتی تغییرات شیمیایی انباشته شده روی بافت ها را در گذر قرن ها تشخیص می دهد. پژوهشگران پیش از این با همین روش دریافته بودند که نقاشان عصر طلایی دانمارک از پساب نوشیدنی برای زیرسازی بوم نقاشی استفاده می کردند. بعلاوه ردپای چربی پوست و پروتئین های دست پزشکان دوره رنسانس روی صفحات کتاب های خطی با همین شیوه شناسایی شده بود.
تحلیل مواد باستانی مصر در این پژوهش روی نمونه هایی بسیار ریز از موزه بریتانیا و موزه هایی در سوئد و دانمارک انجام گرفت. این آثار شامل تابوت های چوبی، قطعات گچی مومیایی و نقاشی های دیواری مقبره ها از دوره 1425 پیش از میلاد تا 400 میلادی بودند. دانشمندان با ارزیابی دقیق دگرگونی های شیمیایی پروتئین ها مطمئن شدند که این مواد حاصل آلودگی های آزمایشگاهی نیستند.
کاربرد کلاژن حیوانات در کارگاه های مومیایی و نجاری
یافته ها نشان داد مصریان باستان چسب حیوانی را با جوشاندن پوست و بافت های همبند گاو تهیه می کردند. البته بقایای کلاژن گوسفند، بز، اسب، الاغ و حتی بز کوهی نیز در لایه های رنگ و بتونه تابوت ها شناسایی شد. هنرمندان هر ماده دم دستی را به کار می گرفتند و ارزش اثر، چه وسیله ای تدفینی و شاهانه و چه ابزاری ساده، نقشی در ترجیح گونه ای خاص از جانوران نداشت.
کشف روغن های گیاهی و آشکار شدن پیوند با خدای صنعتگران
شناسایی پروتئین های دانه کنجد و درخت مورینگا در تابوت های چوبی و نقاشی های دیواری، بخش غیرمنتظره این کاوش بود. این گیاهان در دره نیل برای فراوری روغن های مرغوب کاشته می شدند و در آشپزی، داروسازی، دفع حشرات و فرایند مومیایی سازی به کار می رفتند. شاید ذرات باقیمانده در رنگ های قرمز، تفاله های حاصل از روغن کشی دانه ها بوده باشند که نقاشان برای صرفه جویی یا قوام بخشیدن به رنگ از آن ها استفاده می کردند.
درخت مورینگا برای مردم مصر نمادی از پتاح (Ptah)، خدای آفرینش و حامی بزرگ صنعتگران به حساب می آمد. یافتن بقایای این گیاه مقدس روی تابوت های باستانی نشان می دهد که بهره گیری از آن فراتر از انتخابی صرفاً فنی بوده است. هنرمندان با آمیختن عصاره درختی منسوب به پتاح، در پی محافظت از دست ساخته خود بودند و به اثر جنبه ای آیینی و معنوی می بخشیدند.
راز ساخت آبی مصری و دانش شیمی در دنیای باستان
مصریان افزون بر بست های روغنی و چسب های طبیعی، در فراوری رنگدانه ها نیز دست به نوآوری های چشمگیری زدند. از شاخص ترین دستاوردهای آنان اختراع آبی مصری بود که نخستین رنگدانه مصنوعی تاریخ شناخته می گردد. پژوهشگران دانشگاه ایالتی واشنگتن با ترکیب دی اکسید سیلیسیم، مس، کلسیم و کربنات سدیم و حرارت دادن آن ها در دمای کوره پیروز شدند این ترکیب کهن را بازسازی نمایند. شناخت بست های پروتئینی در کنار این رنگدانه های معدنی، درک ما را از پیوند هنر و شیمی در هزاره های دور دگرگون می نماید.
آمیختگی باورهای ماورایی با هنر کارگاهی در مصر
نگاه صنعتگران مصری به مواد خام هرگز صرفاً مادی نبود. در کارگاه های نجاری و مومیایی سازی، هر روغن، صمغ یا بست شیمیایی پیوندی با دنیا پس از مرگ برقرار می کرد. بوی خوش عصاره ها و ماندگاری چسب ها نشانه ای از جاودانگی به حساب می آمد. هم نشینی چسب استخوان حیوانات پرتوان با شیره گیاهان وابسته به ایزدان، نوعی هماهنگی میان کارکرد فنی و باور قلبی پدید می آورد تا پیکر مومیایی در سفری ابدی از گزند تباهی در امان بماند.
منبع: یک پزشک